سلام. این هفته می خوام یکی از کارای خیلی قشنگ و عالی ای رو که دیدم بهتون معرفی کنم. البته فیلم یکم قدیمی هست ولی به دیدنش واقعا می ارزه. خیلی فیلم قشنگی هست. مخصوصا با بازی بسیار زیبای "چارلیز ترون" که می شه گفت از بهترین بازیگرای زن در هالیوود هست. بهتون توصیه می کنم که این فیلم رو ببینین.
نام فیلم: Sweet November (نوامبر شیرین)
کارگردان:
Pat O'Connor
بازیگران:
Keanu Reeves
Charlize Theron
Jason Isaacs
Greg Germann
Liam Aiken
محصول ۲۰۰۱
خلاصه داستان:
نلسون مسئول تبلیغات یک شرکت بزرگ است. در زندگی او تنها مطلبی که اهمیتی دارد پول است و کار او. روزی او به اجبار با سارا آشنا میشود. سارا ول کن او نمیشود و فقط از نلسون یک چیز میخواهد. اینکه
یک ماه (ماه نوامبر) را نلسون در خانه او زندگی کند. نلسون تصور میکند سارا یک مزاحم است٬ اما بالاخره سارا او را راضی میکند که یک ماه در خانه او باشد. سارا هدفش را از این کار کمک به نلسون میگوید. سارا میگوید که نلسون در یک کارتن زندگی میکند و بیرون این کارتن را نمیتواند ببیند...
در طی مدتی سارا در همین زمینه به نلسون کمک میکند. دیدگاه نلسون در مورد خودش افکارش انسانها و پول تا حد زیادی تغییر میکند. و چون صاحب کار جدید که مرد بسیار مهمی است و پیشنهاد خوبی هم برای او دارد. به یک پیشخدمت توهین میکند پیشنهاد او را رد میکند.
اما از این قسمت به بعد فیلم وارد قسمت دوم خود میشود. تا این قسمت سارا تقریبا همه چیز را در مورد نلسون میداند ولی نلسون چیزی در مورد گذشته و زندگی سارا نمیداند. اما کم کم نلسون از سارا و مریضی او مطلع میشود...
فیلم داستانی شبیه به فیلم loves story دارد اما به نظر من فیلم بسیار روان جلو میرود و البته این روان بودن را مرهون رعایت نکات فنی سینما بخصوص فیلمنامه ای با شخصیت پردازی های خوب٬ میزانسن های مناسب و بازی روان دو بازیگر معروف سینمای هالیوود(بخصوص چارلیز تئورن) است.
اما مطلبی که من به خاطر آن این فیلم را انتخاب کردم چند نکته کاملا سینمایی بود. ما در قسمت دوم فیلم٬ به عکس قسمت اول که تا حدودی حالت کمیک داشت، شاهد یک بار احساسی قوی هستیم که طبیعتا باید به بیننده منتقل شود. اما این فیلم یک نمونه کاملا مناسب برای انتقال احساس از طریق موسیقی است. (نمونه های برجسته دیگری نیز در سینما در این زمینه وجود دارند٬ ولی این فیلم بسیار در دسترس تر است) جایی که حتی در تبلیغ فیلم هم که میخواهد قسمت دوم را
نشان دهد به سرعت موسیقی تبلیغ عوض شده و حس را براحتی به بیننده منتقل میکند. موسیقی به خصوص در سینما از عوامل مهم و البته حساس در انتقال حس و موضوع به بیننده است. اما یکی از سکانسهای بسیار جالب و مثال زدنی فیلم مربوط به قسمتی است که نلسون، خاطرات سارا برایش یاد آوری میشود! در این سکانس ما بازهم شاهد بکارگیری چندین عنصر سینمایی هستیم. استفاده از تدوین مناسب با کاتهای سریع٬ به موقع٬ و مناسب... باز هم همان موسیقی فیلم و حرکت slow motion که به فیلم داده میشود به جایی میرسد که بیننده فیلم تا حد زیادی با نلسون هم درد میشود.
اما مطلبی که اینجا باید ذکر کنم این است که بسیاری از کارگردانان و منتقدان بخصوص موج نو ای های سینمای فرانسه با این کار بشدت مخالفند. و معتقدند کارگردان حق دست گرفتن احساسات تماشاگر را ندارد. زیرا این امر سبب نتیجه گیری غیر عادلانه و جهت دار فیلم از طرف بیننده میشود و او نمیتواند یک نتیجه گیری منطقی با استفاده از نظر خود انجام دهد.
فیلم از پایان قوی و موفقی نیز برخوردار است. چیزی که اصولا در این فیلمهای عاشقانه کمتر شاهد آن هستیم. جایی که نلسون با توجه به تمام تلاشهایی که میکند تا سارا را برای ماههایی غیر نوامبر نیز پیش خود نگه دارد٬ و برای این کار تمام کارهای مورد علاقه سارا را هم انجام میدهد: چون میداند کریسمس سارا زنده نخواهد بود روز عید پاک برایش جشن کریسمس میگیرد و خانه را از صفحات نوامبر تقویم پر میکند. اما سارا پس از پایان نوامبر و فقط به خاطر خود نلسون او را ترک میکند.
(من این فیلم رو 3بار دیدم و اگه بازم فرصت کنم می بینمش و ازش هم خیلی خوشم آمد!!! مخصوصا صحنه آخر فیلم که واقعا تأثیر گذار بود. اگه دنبال یه فیلم رومانتیک و عاطفی میگردین، دیدن این فیلم رو بهتون توصیه می کنم.)

