سلام. بعد از مدتی آمدم. تو عید وقت نکردم مطلب جدیدی تو وبلاگم بذارم. اما ازین به بعد سعی میکنم مثل قبلا به کارم ادامه بدم، اگه باز کار برام پیش نیاد.
امروز آمدم تولد وحید جونم رو تبریک بگم، بهتریم دوست زندگیم. هرچند که تولدش ۳فروردین هست، اما اون روز نبودم ديگه. مجبورم كه الان بهش تبريك بگم.

بازم شادي و بوسه، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک
تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از آسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا
يه کيک خيلي خوش طعم، با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من
الهي که هزار سال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن
تو اين روز پر از عشق تو با خنده شگفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي
ببين تو آسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر از عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خون همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس
واسه تولد تو بايد دنيا رو آورد ستاره رو سرت ريخت تو رو تا آسمون برد
اينا يه يادگاري توي خاطره هاته ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد
تولدت عزيزم پر از ستاره بارون پر از بادکنک و شوق، پر از آينه شمعدون
الهي که هميشه واسه تبريک امروز بيان يه عالم عاشق، بياد هزار تا مهمون

وحید جونم تولدت مبارك. ايشالا كه هميشه زنده باشي و باهم باشيم.
دوستان عزیزی که به وبلاگم سر زدین، برایه من و وحید جونم دعا کنین که همیشه ی همیشه باهم باشیم و هیچ چیز باعث نشه که حتی یه کوچولو بینمون فاصله بیافته. بگو آمّیــــــــــــــــــــــــن...

